محل تبلیغات شما

حقوق بشر نباید از دستگاه فیلتراسیون بگذرد و انسان ها را طبقه بندی کند. نباید نگاه ابزاری به انسان ها داشته باشد. حقوق بشر باید برای همه انسان ها در هر جای کره خاکی رعایت شود. حقوق بشر نباید مانند یک سرماخوردگی مدتی توزیع شود، با آن تجارت شود و بعد راحت برداشته شود. حقوق بشر باید جاری باشد. منطقه خاورمیانه از زمانهای دور به این دلیل که هم منابع فراوانی دارد و هم راه ارتباطی با اروپا و آفریقا است، برای بسیاری ارزشمند بوده است. کسانی که برای دستیابی به منابع خاورمیانه، تلاش می کنند، نباید از حقوق بشر به عنوان ابزار استفاده کنند در جایی داعش را بر سر کار می آورند که محتوای تفکر داعش دینی است که هنوز کسی آن را کشف نکرده است. چقدر سخت نیست بفهمیم ساخت و توزیع فیلمهای مستهجن، دم از آزادی برای ن زدن و نسل کشی ها در کشورهای خاورمیانه نیز اقداماتی دیگر از این هنرمندان مدعی دموکراسی است.

حکمرانان باید بدانند انسان هایی که اکنون در قرن بیست و یکم زندگی می کنند به حقوق بشری واقعی نیاز دارند. آنها همه فهیم و ارزشمند هستند، می توانند فکر کنند و می توانند به توزیع صلح در جهان کمک کنند و یک دنیای خوب را به آیندگان تحویل دهند. البته این حرف ها را تنها کسانی می فهمند که درد نبود حقوق بشر را چشیده اند و نیازمند عدالت هستند نه کسانی که از بالا بدون ویزیت دُرست، برای مردم نسخه می پیچند و در نهایت از آن بالا دستی تکان می دهند. کسانی که حتی کمترین درکی از مردم کوچه های فقر خاورمیانه ندارند و صرفا به خاطر اداره شدن سُنتی این کشورها برای مردمشان دانه می پاشند.

به داستان زیر توجه فرمایید: (از کتاب سوپ جوجه برای تقویت روح نوشته جک کنفیلد)

مغازه داری در حال زدن آگهی فروش توله سگ در بالای مغازه اش بود. پسر بچه ای با دیدن آن، جلوی مغازه ایستاد و قیمت را پرسید. مغازه دار جواب داد:

قیمت ها متفاوت است، از 30 دلار به بالا هستند. پسر دست توی جیبش کرد و تمام پول خردهایی را که داشت بیرون آورد و گفتک من 2 دلار و 37 سنت دارم. میتوانم آنها را ببینم؟

مرد لبخندی زد و بعد با صدای سوت او یک سگ ماده به همراه 5 توله سگ کوچولو که مانند گلوله خز بودند از لانه بیرون آمدند و شروع به جست و خیز کردند و داخل مغازه این طرف و آنطرف می دویدند.

یکی از توله ها از بقیه عقب می ماند، گویی می لنگید. پسر بچه پرسید: اون توله سگ چه مشکلی داره؟

مرد توضیح داد که دام پزشک بعد از معاینه فهمیده است که این توله سگ پاهای معیوبی دارد و لگن ندارد به همین دلیل این توله سگ برای همیشه می لنگد و نمی تواند بدود.

پسر با هیجان گفت: این همان سگی است که من می خواهم بخرم. مغازه دار جواب داد: ومی به پرداخت پول نیست آن را همینجوری و بدون پول به تو می دهم. پسر بچه خیلی ناراحت شد، مستقیما به چشمان مرد فروشنده نگاه کرد و گفت: من آن را مجانی نمی خواهم. این سگ هم همانند سگ های دیگر قیمت بالایی دارد و من آن را به ارزش واقعی اش از شما می خرم یعنی علاوه بر همین مقدار پول، من ماهانه 50 سنت می پردازم تا زمانی که کل قیمت را بپردازم. مرد دوباره گفت: واقعا ومی ندارد برای آن پولی بدهی. این سگ هرگز قادر نخواهد بود بدود و یا بپرد و همانند توله سگ های دیگر بازی کند. در این لحظه پسر کوچولو پای شلوارش را بالا زد و مرد پای کج معلول او را دید که به وسیله یک بست فی بزرگ محکم شده بود.

پسر به صاحب مغازه نگاه کرد و به آرامی گفت: خُب من هم خیلی خوب نمی دوم این توله سگ کسی را می خواهد که بتواند درکش کند.

همه ما به افرادی نیازداریم که درد ما درد آنها باشد در غیراینصورت وضعیت می شود وضعیتی که الان در جهان حاکم است. افرادی که مدعی هستند ما را درک می کنند ولی فقط تلاش برای حفظ منافع خودشان را درک می کنند.

خواهشمندم دور رنگ بنفش و نارنگی را خط بکشید

تقدیم به فرح دیبا(فرح دیبا و رضا پهلوی بخوانند)

كيسه همان قلك است!

حقوق ,توله ,مغازه ,ها ,بشر ,کسانی ,توله سگ ,حقوق بشر ,آن را ,پسر بچه ,این توله

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

وبلاگ بچه های پرستاری لرستان ورودی 90 آموزش بهینه سازی سایت